آیا در تبدیل به احسن نمودن اموال موقوفه زمانی که مال جدید را جایگزین مال موقوفه قبلی می کنیم آیا اراده ای از جانب واقف و یا از سوی متولی به جهت وقف نمودن مال جدید لازم می باشد یا خیر ؟
شخصى بهائى منزل خود را جهت مجالس و مراسم بهائیّت وقف نموده و از دنیا مى رود، فرزندان وى نیز محلّ سکونت خود را ترک کرده و به شهر دیگرى رفته و سپس با دنیا وداع کرده اند، یکى از فرزندان واقف زنده و مدّعى است که مسلمان شده است، آیا وقف صحیح است؟ یا وقف باطل و تمام اولاد، بالسّویه از آن ماترک ارث مى برند؟ یا فقط آن که مدّعى اسلام است ارث مى برد؟
با توجّه به اینکه خمس یکى از ضروریات اسلام است و جماعت صوفیه فقط عشریّه میدهند، آنهم به قطب شأن؛ استفاده کردن از غذاها و نیز ماندن در منزلشان و بالأخص نمازخواندن در آنچه حکمى دارد؟
خانمى است که مقیّد به نماز است ولى همسر او گه گاه، آنهم بهاجبار زن نماز میخواند و همچنین شوهر او حساب سال ندارد؛ در این صورت ماندن زن در خانه شوهر و استفاده از خوراک و پوشاک او جایز است؟
بنده تاکنون خمس ندادهام و ازدواجکردهام و وسایل و دارایی متعلق به هر دو نفرمان است چگونگی حساب و اینکه به چه چیزهایی تعلق میگیرد را راهنمایی فرمایید... در ضمن هر دو کارمند دولت و ازلحاظ وضع مادی در حد متوسط بوده و خانه و ماشین و...در حد متعارف است.
اگر صندوق قرض الحسنه اى منحل گردد، آيا اموال و سرمايه آن، كه از محلّ كارمزد يا سودهاى معاملات اسلامى است، را بايد فروخت و بين اعضا تقسيم كرد؟ آيا اين تقسيم براى آنان ايجاد مالكيّت خواهد نمود؟
اگر بدهکار مالی برای گرو گذاشتن نداشته باشد و یا اموالی را که جزو مستثنایت دین و ضروری زندگی او است را بهعنوان گرو بگذارد، تکلیف طلبکار در این صورت چیست؟
بعضى از متکدیان محجورند و قوّه عقلانى آنها زایل شده است و بعضاً پول هنگفتى دارند و خانوادههای تعدادى از آنها نیز مشخص نیست و چون در سازمان بهزیستى براى همیشه نمیتوان از آنها نگهدارى کرد، لذا در آن نهاد مجبور هستند بعد از چند روز آنها را به شهرستان محل اقامتشان اعزام نمایند و خوف این است که پولشان را از دست بدهند. آیا جایز است پول این افراد گرفته شود و به سازمان بهزیستى تحویل گردد تا مورداستفاده سایر مددجویانی که تحت پوشش هستند، قرار بگیرد؟
شخصى که داراى مقداری پول نقد بوده سکته مغزى نموده و در اثر آن در مشاعر و حواسّ او اختلال پیشآمده، بهطوریکه عملاً سفیه شرعى محسوب شده و محجور میگردد; همسر و یکى از فرزندان او تصمیم میگیرند خانهای با همان پول خریدارى کنند تا این فرزندى که در سنّ ازدواج بوده در آن سکونت نماید; قابل توجّه اینکه شخص محجور، ولی خاصی ندارد و همسر و فرزندان او نیز از طرف حاکم شرع یا بهحکم قانون قیّم او نیستند و از طرف دیگر، هیچیک از همسر و دو فرزند مذکور قصد تملّک و خرید خانه براى خود نداشته و قصد قرض گرفتن پول را نیز نداشتهاند، حال در این صورت شرعاً چه کسى مالک آن خانه است؟ و چنانچه فرزندى که در آن خانه سکونت کرده و سند به نام اوست، مخارجى در آن منزل بنماید تکلیف این مخارج چیست؟
شخصی اموال خود را به مسجد مصالحه نموده است، درحالیکه وارث طبقه دوّم او (برادر و خواهر) موجودند، آيا اموال مختصر او به مسجد مىرسد، يا ورثه او نيز حقّى دارند؟