1. آیا حریم قنوات، چشمهها و چاهها مختص زمینهای مواتى است وکسی آن را قبلاً احداث کرده میتواند از کسانی که قصد احداث یکی دیگر از آنها را داشته باشد ممانعت کند حتّى اگر این کار در املاک مجاور باشد؟
2. آیا بعد از خشک شدن قنات، یا چشمه، یا چاه سابق، بازهم همان حکم باقى است؟
3. اگر شخصى این حکم را رعایت نکند و در ملک یا منزل خود چشمه یا قنات یا چاهى حفر کند و آب استخراج نماید، آیا این آب را مالک میشود و براى او مباح است؟
4. اگر از آب مذکور محصولاتى مثل سبزى و میوه و مانند آن به دست آورد، چه حکمى دارد؟ آیا این محصولات حرام است؟
هرگاه شخصى با دیگرى قراردادى شفاهى به شرح زیر منعقد سازد:
«این تحقیق را انجام بده، ساعتى 150 تومان میپردازم و منظور از تحقیق، بازنویسى مطالب، دستهبندی، طبقهبندی جدید، با تکمیل و اصلاحات است.»
طرفین میپذیرند که جهت رفع ابهامات، مرتّب جلسه بگذارند. محقق پس از چند ماه کار، لیست کارى بیش از هزار ساعت ارائه میدهد، درحالیکه سفارشدهنده کار مدّعى است، کار آنطور که او خواسته صورت نگرفته و قرارداد بهصورت کامل اجرانشده است. لطفاً بفرمایید:
1- کارفرما چقدر بدهکار است؟
2- حقوق معنوى کار در قرارداد ذکر نشده است. آیا نام محقق بهعنوان همکار باید همراه بانام صاحب اثر نوشته شود؟
اگر کسى دیگرى را جهت یک ختم قرآن براى پدرش اجیر نماید امّا مبلغ را تعیین نکند و اکنون بعد از قرائت، اجیر تقاضاى مبلغ زیادى دارد که موجر آن را پرداخت نمینماید، حکم مسئله را بیان نمایید؟
اگر در زمان عقد (در مناطقی که عرف این است که شوهر در زمان عقد نزدیکی نکند البته ضمن عقد چنین شرطی نشده است) شوهر با زن خود جماع کند آیا مرتکب خلاف شرع شده است و گناه کرده است؟
با توجه به این موضوع که اگر انحصار امارات در دست شارع باشد و عرف و عقلا هیچ گونه نقشى نداشته باشند، در این صورت جایى براى راههاى علمى کشف و اثبات جرم امروزى نخواهد بود جز از طریق نقش آنها در علم قاضى آن هم اگر در علم قاضى مبناى خاصّى اتخاذ نکنیم. با این اوصاف آیا قوام اماره به دست عرف است یا در انحصار شرع؟
در رساله بیان شده که برای تشخیص آهنگ لهو و لعب از آهنگ غیر آن، باید به افراد متدیّن مراجعه کرد؛ از آنجا که همواره نمی توان به این افراد مراجعه کرد، تکلیف چیست؟
حضرتعالی بارها بر ساده زیستى و پرهیز از تجمّل گرایى تأکید نمودهاید; ولى حتّى تجمّل گرها نیز خود را تجمّل گرا نمیدانند. وقتى از ایشان علّت را جویا میشویم، بحث عرف و شأن را پیش میکشند. لطفاً بفرمایید: ملاک اصلى و مشهود اسراف و تجمّل گرایى چیست؟