اگر کسی بعد از مدتی که به متنجس بودن جایی یا شیئی یقین داشته و در یقین خود دچار تردید شده و فکر میکرده ممکن است یقین اولیه از روی وسواس یا غیره باشد، تکلیفش چیست؟
طلابی که مشغول خارج فقه هستند و در کارگاه های فقهی تحت نظر استاد در فروعات مختلف مبسوطا تحقیق می کنند نسبت به حکم بعضی فروعات یقین میکنند حال اینکه حکم اسنباط شده خلاف فتوای مرجع تقلید آن شخص می باشد و به مبانی مرجع در آن حکم هم کاملا آشنا می باشد حال به فتوای حضرت عالی این طلبه باید به قطع و یقین خود عمل کند یا به فتوای مرجع خود؟
در مورد قاعده ی فراش : اولا آیا این قاعده در همه موارد جاری است و لو این که شخص شک نداشته باشد یا فقط در مواردی که شک دارند بچه متعلق به شوهر است یا غیر او جاری است؟ ثانیا : یقین زن برای عدم اجرای قاعده ی فراش کفایت می کند؟
در مواردی که اذن لازم است اعم از اذن شوهر به خروج از منزل یا اذن پدر برای ازدواج دختر یا اذن مالک در تصرف مال و یا اذن مجتهد در آنچه نیاز به اذن مجتهد دارد، آیا یقین به رضایت کفایت می کند یا تصریح صاحب اذن لازم است؟
اگر کسی نمی دانست که نمی توان کفّاره حج را به سادات داد یا نمی داند آن کسی که گوشت را بین فقرا تقسیم کرده مراعات این مسأله (کفاره غیر سید را به سید ندهد) را کرده یا نه حکمش چیست؟
اگر حاجى در حال طواف، يا سعى، شك كند كه دور چندم طواف يا سعى است و با همین حال عمل خويش را ادامه دهد، سپس به یکطرف شك يقين پیداکرده و عمل را تمام نمايد، آيا چنين عملى صحيح مىباشد؟
شخصى به هنگام انجام طواف در تعداد دورهاى طواف شك كرد و چون گمانش به یکطرف بيشتر بود بنا را بر آنطرف گذاشت. پس از انجام اعمال، يقين به صحت طواف پيدا كرد. آيا طوافش صحيح است؟